تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

399

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

از پرهيزگاران خداى ترس اين سوگند تو را به من برساند ، آنگاه من خواهش خود به تو بازگردانم . » فرستادهء خسرو اين پيام را به خسرو برد و او در به جاى آوردن خواهش او شتاب كرد و سوگندهاى سخت ياد كرد كه هرچه او بخواهد اگر مايهء سستى پادشاهى او نشود به جاى آورد . خسرو اين پيام را با بزرگ زمزمه‌كنندگان « 1 » فرستاد . مردان‌شاه از خسرو خواست كه سر او را ببرد تا ننگى كه بر او چسبيده است از او برداشته شود « 2 » . خسرو بفرمود تا سر او را ببريدند زيرا نمىخواست سوگندهاى سختى را كه ياد كرده بود بشكند . چون مهرهرمزد پسر مردان‌شاه پيش خسرو رفت خسرو از نام او و پدر او و از پايگاه او پرسيد و او گفت كه نامش مهرهرمزد پسر مردان‌شاه پاذوسپان نيمروز است . خسرو گفت : « تو پسر آزادمرد پرمايه‌اى هستى كه ما سزاى طاعت و وفاى او را نه چنان كه شايستهء او بوده است داديم ، اكنون آنچه به تو دستور داده‌اند به كار بند « 3 » . » مهرهرمزد با تبرزين خود چند بار بر رگ گردن خسرو زد اما اثرى نكرد . پس خسرو را بجستند و بر بازوى او حرزى يافتند كه هركه آن را با خود دارد شمشير در او اثر نكند . پس حرز را از بازوى خسرو باز كردند و مهرهرمزد او را ضربه‌اى بزد كه خسرو از آن كشته شد « 4 » . چون شيرويه اين خبر بشنيد گريبان

--> ( 1 ) - « زمزمه‌گر . » رجوع شود به زيرنويس شمارهء 1 ، صفحهء 375 . ( 2 ) - اين گونه مثله براى شخص مثله‌شونده ننگ‌آور بود و او را از وصول به مقامات بالاتر بازمىداشت . از اين نوع اخير است عملى كه انسان را براى مقام سلطنت بىخطر و ضرر مىساخته است ( مقايسه شود با داستان هرمزد و شاپور اول ) . ( 3 ) - خسرو سرانجام دريافت كه باز كارش از جانب نيمروز تباه شده است . اين نغمهء كهنى است از بيهودگى كوششهائى كه براى فرار از سرنوشت و نافرجامى موعود به عمل مىآيد و به عبارت ديگر از اينكه چگونه انسان خود را ندانسته افزار همان سرنوشت و نافرجامى موعود مىسازد ! به گفتهء مؤلف ارمنى ( ژورنال آزياتيك ج 1 ص 210 ) پيشگويان به خسرو گفته بودند كه او در هندوستان خواهد مرد و سرانجام مرگ او در « خانهء هندو » اتفاق افتاد ( رجوع شود به زيرنويس شمارهء 2 صفحهء 383 همين فصل ) . در شاهنامه اثرى از اين مطلب هست كه ذكر داستان مردان‌شاه در مأخذ او به همين مناسبت بوده است ، ولى اين داستان در شاهنامه به گونهء ديگرى آمده است و مهر - هرمزد در آنجا از طبقهء پست‌ترى است . ( 4 ) - به گفتهء فردوسى خسرو پيش از كشته شدن ، اعمال دينى مانند توبه و غير آن به جاى